تبلیغات
چهره پنهان - یک دو سه !!!
دوشنبه 25 دی 1385

یک دو سه !!!

   نوشته شده توسط: امین    نوع مطلب :

samin

گاهی اوقات اون قدر حرف واسه گفتن داری که نمیدونی از کجا باید  شروع کنی و کدوم حرفت رو بذاری آخرین لحظه

شاید هم کسی نباشه که بتونی  حرف دلت رو بهش بگی  و ترجیح بدی یه

قلم برداری و همه ی اشک و لبخندت رو روی کاغذ  بیاری

اما شاید مثل من موقع نوشتنش مجبور بشی  فقط چند نقطه چین بذاری

.

.

۱

.

.

۲

.

.

۳

.

.

دوباره یه روز جدید شروع شد

.

.

دوباره یه تکرار پر از نفرت

و دور از تو

.

.

دوباره دویدن...

نرسیدن...

و گاهی شانس سراب دیدن

۳

.

.

۲

.

.

۱

.

.

دوباره شب شد

.

دوباره بی خوابی و کوچه گردی و بد مستی

...

. دوباره بی تو غلتیدن در خیال

دوباره و دوباره و دوباره

.....

و باز هم صبح و چشمان پف کرده و ...

نویسنده: سید امین زاهدی

دلم تنگ است

دلم میسوزد

 از باغی كه میسوزد

 نه دیداری نه بیداری

نه دستی بر سر یاری

 مرا آشفته میداند چنین آشفته بازاری...

تمام عمر هستیم و شكستیم بجز بار پشیمانی نبستیم

جوانی را سفر كردیم تامرگ نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

 عجب اشفته بازاریست دنیا

عجب بیهوده تكراریست دنیا

 


123
پنجشنبه 3 اسفند 1385 06:02 ق.ظ
چگونه فراموشت کنم

چگونه فراموشت کنم،تورا


که سالها درخیالم،سایه ات را میدیدم

وطپش قلبت را حس میکردم

وبه جستجوی یافتنت به درگاه پروردگارم دعا میکردم

که خدایا پس کی اورا خواهم یافت

چگونه فراموشت کنم،تورا

که همزمان با تولدت درقلبم همه را فراموش کرده ام

برایم،برایم تمامی اسمها بیگانه شده اند و

همه خاطرات مرده اند

دستم رابه تو میدهم،قلبم را به تو میدهم

فکرم رابه تو میدهم،بازوانم را به تو میبخشم

ونگاهم،از آن توست،وشانه هایم که نپرس

دیگر با من غریبه اند وتمامی لحظه ها تو را میخواهند

وبرای عطر نفسهایت دلتنگی میکنند....

امین
یکشنبه 15 بهمن 1385 02:02 ق.ظ
سلام دوست عزیزم
عاشقان عشق اپ شد
خوشحال میشم سر بزنید
موفق باشی و عاشق و پاک
منتظرم
دامون
یکشنبه 15 بهمن 1385 12:02 ب.ظ
به نام آنکه یاد داد تا یاد کینم یاد یاران از یاد رفته را
سلام
سلامی به گرمی آفتاب
سلامی پرخلوص همراه با ناله مادری جانسوز که در زمستان سرد و یخبندان بر بالین یگانه فرزند مریض خویش می نالد
همراه با آوای بلبلی بی آشیان که یگانه خوشی خود را از دست داده باشد و همراه با صمیمانه ترین شادباش ها
.
..

….
…..
من آن ابرم که می خواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد

دل تنگم غریب این درو دشت
نمی داند کجا سر می گذارد ...
......
.....
....
...
..
.
شرمنده که دیر خدمت می رسیم ببخشید
انشا الله از این به بعد
مرسی از اینکه به کلبه حقیر سرزدی و ما رو خوشحال کردی
در پناه حق
آریا
شنبه 14 بهمن 1385 04:02 ق.ظ
دوست مهربونم ......... آقا امین گل



آپم


اول مطلبمو بخون بعد اگه خواستی نظرتو برام بنویسم


مرسی

سلام
نازنین
جمعه 13 بهمن 1385 03:02 ق.ظ
زندانی زمین ،
ما نیستیم
فردا خدا ، زمین را
از سلول های ما
بیرون می آورد
...........................
سلام عزیزم من آپلودم با یك سری اس ام اس دیگه...
منتظر حضور سبزت هستم یا حق
[گل][گل][گل][گل][گل]
صادق
چهارشنبه 11 بهمن 1385 04:01 ق.ظ
سلام دوست عزیز
وبلاگ جالب و قشنگی داری
امیدوارم موفق باشی
هر موقع دلت خواست تو وبلاگ من بیای قدمت رو چشمم
هاجر
سه شنبه 10 بهمن 1385 08:01 ق.ظ
شما ما آخرش نفهمیدیم
وحیدی دوست وحیدی . دوست دختر وحیدی
چكاره ای ؟
آریا
دوشنبه 9 بهمن 1385 03:01 ق.ظ
نوشته ت جالب و تامل بر انگیز بود
اره دنیا همه ش تكراره
این شده كار روزمره ما ادما تكرار و تكرار
آریا
دوشنبه 9 بهمن 1385 03:01 ق.ظ
امین عزیز با تاخیر چند روزه اومدم بگم اپم
بیا خوشحال میشم
تو هم كه اپ كردی و خبر ندادی
به هر حال منو به خاطر تاخیرم ببخش
درگیر درس و امتحانم

سلام
نازنین
شنبه 7 بهمن 1385 05:01 ق.ظ
سلام امین خوبی؟
مطالبت قشنگه تازه الان خوندم البته مال تو كه نیست:ِی اما خوبه
راستی تسلیت میگم این ایام رو
درضمن من آپ كردم. این بار یك سری اس ام اس انحرافی خوشحال میشم بیای.
صارمی
جمعه 6 بهمن 1385 10:01 ق.ظ
مطالب شما راخواندم موفق باشید
قوی تنها
جمعه 6 بهمن 1385 01:01 ق.ظ
خدایا آنکه در تنها ترین تنهایی هایم تنهای تنهایم گذاشت...

تو در تنها ترین تنهایی هایش تنهای تنهایش نگذار...

خیلی زیبا بود من قبلا یه وبلاگ داشتم که حذفش کردم حالا میخوام دوباره شروع کنم....منتظر نظراتتون هستم
آرش
چهارشنبه 4 بهمن 1385 09:01 ق.ظ

ممنونم از اینكه نظر دادی و ببخشید از اینكه دیر جواب دادم
پادگان بودم و در حال عشق و حال !
اگه رفتی سربازی كه هیچ ولی اگه نرفتی امیدوارم هیچوقت نری!
موفق باشی
بازم بهم سر بزن ، ایندفعه سعی میكنم خواب آور نباشه هر چند با این اوضاع قشنگ روحی كار زیاد ساده ای نیست خندیدن و خندوندن

به قول سیاوش بزرگترین درد ، سرودن شعری است برای هر لبی و بیهوده بستن لبهای خود !
یا علی
آرش
چهارشنبه 4 بهمن 1385 09:01 ق.ظ
شعله ظلم كجا بود ؟
غنچه ویران لبهای سوخته مان
از زجر تكرار غزل
از چركین بودن سحر دعا بود !

خاكستر فریاد كه سهل است
هر چه ارادده های خونی سوز جگر را
تا به مرز جنون بر دروازه های گوششان
آتش زدم
كر بودند
نشنیدند هیچ از ان آیین
بی تفاوت
مثل آبهای هرزه تاول شده در مغزشان
ریختندم بر زمین

سیاهی دیگر چیست ؟
قتل و غارت ظلم است مگر ؟
تیرگی دیگر كجاست ؟
این همه صبر و سكوت ما همان
وهم و درد روح سرد بی سرانجام خداست !
فرزانه
چهارشنبه 4 بهمن 1385 04:01 ق.ظ
چرا اینهمه تلخی ؟!؟ به دور و برت نگاه كن ، زندگی اینهمه هم بد نیست ...
نازنین
سه شنبه 3 بهمن 1385 06:01 ق.ظ
خبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر فــــــــــــوری:
سلام دوست عزیز بعد از این همه گرفتاری كه برای خانم زهرا امیر ابراهیمی پیش اومد بالاخره تكلیف ایشون روشن شد و نتیجه نهایی اعلام شد.من جدیدترین اخبار رو در مورد ایشون توی وبلاگم گذاشتم اگر مایل بودید بیاید ببینید.
سیدخان
سه شنبه 3 بهمن 1385 04:01 ق.ظ
عرش برجلوه رخسارحسین می نـازد

عرش براشک عزادارحسین می نــازد

قبرشش گوشه به زوارحسین می نـازد

کربلاهم به علمدارحسیـــن مــــی نــازد

فاطمـــه ام ابیهــا به حسیــــن می نــازد

همــه جازینب کبری به حسین می نــازد

دامون
دوشنبه 2 بهمن 1385 02:01 ق.ظ
به نام آنکه یاد داد تا یاد کینم یاد یاران از یاد رفته را
سلام
&
&&
&&&
&&&&
&&&&&
&&&&&&
&&&&&&&
در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است
جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است

با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان
طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است

&&&&&&&
&&&&&&
&&&&&
&&&&
&&&
&&
&
مرسی از اینکه تو آپ قبلی با حضور گرمت کلبه ما رو روشن کردی امید وارم این بار هم به کلبه حقیر سر بزنی
با شعری در مورد محرم آپم خوشحال می شم سر بزنی
بدو بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا آپـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
ایمان
یکشنبه 1 بهمن 1385 04:01 ق.ظ
سلام آقا امین
احوال شما؟
فرا رسیدن ماه محرم رو بهتون تسلیت میگم
من آپم
منتظرتمممممم
مینا
یکشنبه 1 بهمن 1385 05:01 ق.ظ
سلام به داداش امین گل
احوالات چطوره مهندس؟
این پست هم مثل همیشه عالی بود.
اما از من میشنوی دنیا رو بی خیال شو.
مثل ابجی مینا.
فقط به فكر خدا باش
خدا
خدا
خدا
اون برای همه ی ما بسه
سعی كن به وصال حقیقی برسی
مجاز رو بی خیال باش
برات بهترین هارو ارزو دارم
موفق باشی
برای منم دعا كن
یا حق

شاپرك
یکشنبه 1 بهمن 1385 12:01 ب.ظ
سلام
سراسر عشق باشی و امید...
پویا
شنبه 30 دی 1385 11:01 ق.ظ
سلام بابا حال كردیم خیلی باهاله به ما هم سر بزنی ضرر نمی كنی قربانت(پویا)
حسن
شنبه 30 دی 1385 11:01 ق.ظ
سلام دوست عزیز....
کلبه درویشیمون آپدیت شده

خوشحال میشیم که تشزیف بیارین
¯ آخه هیچ کس فکر ما نیست

دیدی که بازی و پیچه؟؟؟

زندگی حروم هیچه

دیدی که غصه نداره؟؟؟

سرنوشت قصه نداره

موفق باشی
fridon
پنجشنبه 28 دی 1385 09:01 ق.ظ
با سلام
تعبیر خواب
حسن
پنجشنبه 28 دی 1385 09:01 ق.ظ
بلینكیم
آرش
پنجشنبه 28 دی 1385 11:01 ق.ظ
ممنونم از لطفی كه نسبت به من داشتی و احساس مسئولیت زیبات در قبال دوستی
از چند روز پیش كه فهمیدم عكسها خیلی ساده كپی میشه ، اونهایی رو كه با لیباس سربازی بود بر داشتم امروز هم بقیه عكسهای سربازی رو بر میدارم و تا چند ساعت دیگه انشالا ( حداكثر 2 بعد ازظهر امروز یعنی 5 شنبه ) پست جدید میفرستم
موفق باشی و سرحال
آرش
چهارشنبه 27 دی 1385 10:01 ق.ظ
زیاده گویی و سخن پراكنی من رو در محضر خودتون ببخشید

موفق باشی عزیز بهم سر بزن
به امید دیدار
آرش
چهارشنبه 27 دی 1385 10:01 ق.ظ
اما راجع به نوشتت باید بگم
عزیزم
جان من
خوب من
ای یار سرتاسر غزل
محبوب من
این همه تردید و وهمی كه سراسر در وجودت حیله كرده
سالیانی بس دراز است
كه این بنده مسكین حقیر جان به لب آورده را
در بغض چركین سكوتش مست واران پیله كرده
چه گویم
از كجا سازم سكوتی تا به زخم عقده های واپسین شب زنم
با چه چنگی میشود نایی ز صورت منزجر دستاری از سیرت زنم
من نمیدانم چگونه بارگاهان دعا را طرفه ای رنگین تر از حسرت زنم
بهتر این است كه ساكت بود و ساكت ماند و مرد
شاید این بار صدای كرمها جایی رسد
كرم مسكین تار و پود كفنم را خورد
ته مانده افسانه ام نیز بر دل خاكی سپرد
بغض نفرین شده ام را
تا به عمق ژرفناك سیاهی های دوران برد.......
آرش
چهارشنبه 27 دی 1385 10:01 ق.ظ
سلام
ممنون كه بهم سر زدی و اطلاع دادی تا بیام و مطلب زیباتو بخونم
و با عرض شرمندگی از اینكه دیر شد ، فكر میكنم كه از نوشته هام فهمیده باشی كه من سربازم و این جسارت بنده رو حمل بر بی اعتنایی نكنی ، چه كنم دست ما كوتاه و خرما بر نخیل....
سیدخان
چهارشنبه 27 دی 1385 09:01 ق.ظ
سلام
خوبی
زیبا بود
دلم تنگ است.......... به كی میشه گفت ..

زندگی در نگهم گلزاری است
و تو چون نیلوفر شاخه پر گل این گلزاری
گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ
کس نگیرد ز گل مرده سراغ
تو گلی دسته گلی صد رنگی
خویش را خوار مبین
به ره باد مرو
آن که گرد همه گلها به هوس می چرخد
بلبل عاشق نیست
بلکه گلچین صید کرداری است
که کمین کرده برای گل باغ
ای سراپا الماس
قدر خود را بشناس.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30